|
حيف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم
حيف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حيف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشيدم
حيف شوقی که تو گفتی داری اما من نديدم
حيف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم
حيف رويام که واسه تو از قشتگياش گذشتم
حيف شبها که نشستم با خيالت زير مهتاب
حيف وقتی که تلف شد واسه ديدن تو، تو خواب
حيف با وفايی من ،حيف عشق و اعتمادم
حيف اون دسته گلی که تو ، پاييز به تو دادم
حيف فرصت های نقرم ، حيف عمرم و دقيقه م
حيف هر چی به تو گفتم ، راس راسی حيف سليقه م
حيف اشکای که ريختم واسه تو دم سپيده
حيف احساس طلاييم ، حيف اين عشق و عقيده
حيف شاديم توی روزی که می گن تولدت بود
حيف عاشقيم که گفتی اولش کار خودت بود
حيف جمعه های دلگير ، حيف شنبه های رنگی
حيف اون روز که نوشتم ،چشای به اين قشنگی
حيف فکرايی که کردم واسه جستن بهونه
حيف عشقی که کسی نيس حالا قدرشو بدونه
حيف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم
حيف نازی که کشيدم چون طاقت نياوردم
حيف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رويا
حيف که تو از راه رسيدی اون دادمش به دريا
حيف چيزی که ندارم ، حيف ذوقی که نکردی
حيف گرمای دستم ،که سپردمش به سردی
حيف قلبم که يه روزی دادمش دستت امانت
حيف اعتماد اون روز ، حيف واژه ی خيانت
حيف اون همه دعاهام ، واسه ی تو شب يلدا
حيف اون چيزی که گم شد ، ديگه ام پيدا نمی شه
حيف اون شبی که گفتم پيش تو کمه ستاره
حيف اون حرفا که گفتی ، گفتم اشکالی نداره
حيف چشمايی که گفتم به تو با لبای خندون
حيف ارزوی ديدار ، با تو بودن زير بارون
حيف هر چی سپردم ، حيف هر چی که نبودی
حيف تکليفم بيا و روشنش کن تو به زودی
|