|
دلم گرفته آسمون نميتونم گريه کنم
شکنجه ميشم از خودم نميتونم گريه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سينه ی من اومده
آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی يه عمره که دربه درم
تو صدای نفسم ميگه تويه قفسم
من واسه آتيش زدنت يه کوله بارشب بسم
دلم گرفته آسمون يه شب منو حوصله کن
منو که که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن
منوبه بازی می گيرن عقربه های ساعتم
برگه ی تقويم ميکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن
تقديم به پرستوهای بی آشيانه............................................
|