|
تازه ترين زخم دلم قصه ی رفتن تو
اين روزا هر جا که ميرم حرف شکستن تو
مثل يه آيينه سوت وکور شکستی و رها شدم
تبر شدن شکستنت ، اگر چه بی خدا شدم
حيف روزای رفته که به خاطرش خطر کنم
حيف روزای مونده که قرار بی تو سر کنم
خدا کنه تموم بشه قصه ی تلخ رفتنت
بيای و از يادم بره روزايی که شکستنم
تو سهم من نبودی و به قصه ها سپردمت
ولی به عشقمون قسم که تا خدا می بردمت
|