|
يا تو زيباتر شدی يا چشمام بارونيه
اين قفس باز ولی قلب من زندونيه
من پشيمون می کنم جاده رو از رفتنت
تو نباشی می پره عطرتم از پيراهنت
می خوام آروم شم تو نمی ذاری
هر دو رحمن عشق و بيزاری
همه دنيا رو زير و رو کردم
تو رو شايد دير آرزو کردم
قدم های آخر رو آهسته تر بردار
واسه من کابوس فکر آخرين ديدار
بغض اين آهنگها ما رو تا کجا برد
شايدم تقديرمون امشب به رحم آمد
به تلافی اون همه تلخی گله هاتم طعم عسل شد
غم معصومانه ی چشمات
به تبسم تازه بدل شد
ميشه با من هزار و يک سال
به بهانه ی قصه بمونی
همه ی مرثيه های سکوتم به بهار تو باغ غزل شد
نفس کشيدن دل سپردن مثل دريا مهم هستند
از تو خوندن با تو موندن مقصد من راه من
همين رويا آرزوها سر گذشت آه من
نرفته برگرد که شايد خدا
گذشت از گناهم
تو مثل بارون غمو آسون می بری از ياد من
با تو خوب بی غروبم خاطرات شاد
زار و خسته دل شکسته
بی نوا شيرين من مرغ آمين
کی به فرهاد می رسه فرياد من
|