|
وقتی هيچ نگاهی زخم منو نمی ديد تنها نگاه تو بود که غربتم رو فهميد!
وقتی تو گير ودار حادثه کم آوردم وقتی که با هر نفس رو دست شب می
مردم ، قلب تو منجی اين زخمی در به در شد!شب به شب گريه هام ،رو
دست تو سحر شد
از نفس افتادم و با تو نفس گرفتم ! با تو غرورمو از جاده پس گرفتم ، وقتی
که آسمون هم غروبمو نمی ديد ، وقتی که هر پنجره به هق هقم می
خنديد ، وقتی که از سايه ها زخم های کهنه خوردم ، تو بازی سرنوشت
باختنمو می بردم با قلب شب کشيده ات به داد من رسيدی ، حتی به خاطر
من از خودتم بريدی يادم نمی ره خوبم مرهم زخمم شدی ، يادم نرفته
چقدر به پای من کم شدی ! نيستی نيستی ولی باز تويی که دردمو می
بينی!
هر جا که باشی بدون تو خاطرم می مونی بهترينم
|