|
خاطراتم را ورق میزنم
لحظه های انتظار
لحظه های با تو بودن
طعم شیرین لب هایت
لب های خاموشت با نگاهی پر از حرف
ترنم صدای جادوییت
لحظه ی جدایی من و تو
اشک های لحظه ی وداع
خاطراتم در اینجا ثابت می ماند
اشک هایم را پاک میکنم
انگشتانم برای شمارش روزهای دوری عاجزند
اما به روز وصال زمانی نمانده
تو را در کنارم احساس میکنم
آرام کنار گوشت می گویم
می دونی چقدر در انتظارت ثانیه ها رو شماردم
باز هم سکوت
حس پنهان من دوست ندارم با کسی قسمتت کنم
قلم را بر میدارم
در سطر اول خاطراتم منویسم
دوستت دارم
باورم کن هم نفسم
تقدیم به کسی که روزهای زیادی در حسرت دیدارش سوختم و آتش زیر خاکستر شدم
سحر طهرانی
۸۸/۰۷/۲۵
|